![]() |
![]() |
|
| درمورد همه چیز |
|
با دلم غریبی کردی
همه روزدی سوزوندی توی سینه دیگه من هیچی ندارم تقدیم به همهکسم که هیچ کس نیست :شهاب نمی یاد اونی که دلم میخواد نمی یاد اونی که دل میکنه ازچشام قطره اشکی نمی یاد آرزوی من دیدن روی ماهشه کاش می شد عشقمو باور بکنه نمی یاد تموم عمرم نمی یاد تقدیم به همه عمرم که اصلا نفهمیدم چه جوری گذشت
خیلی سخته به همه دل ببندی ولی هیچکدومشون مال تونباشن.خیلی سخته هرروز پشت پنجره بایستی تا اونی که دوستش داری بیاد از کوچتون رد بشه.که ممکنه ردنشه.واقعا سخته.ازخدامی خوام زودی خلاصم کنه.خیلی دوست داشتم منم همراه دخترداییم میرفتم ولی قسمت نبود که برم. باید بمونم تا نوبت منم برسه.که اونم خدا میدونه.من کی باید برم.ولی به هرحال همه رفتنی هستیم هیچکدوم نمیمونیم. اگه به کسی خوبی کنی خوبی میبینی.اگه بدی کنی بدی میبینی. پس خواهش میکنم به هیچکس بدی نکنید چون دامنگیرتون میشه. ولی خیلی تنهام .من همه چی دارم ولی دل خوش ندارم.تاکی میتونم باپسرا دوست باشم.تاکی میتونم همه چیو از دیگران مخفی کنم. آخه ای خدا تاکی.تاکی باید زنده باشم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 5:11 بعد از ظهر توسط سها.مهدی |
|
|
من تا کجای این شب سیاه بی ستاره دنبال قصه خورشید می کشونی دیگه نایی نداره پاهای خستم من و کی به شهر امید می رسونیتوی دفتر ترانه هام عزیزم دیگه کاغذی نمونده که به اثبات نبودنت بخندهآره راست می گفته سهراب به خدادل خوش تو این روزا ذره ای چندهرفتی و ازم گرفتی واسه زندگی همه دلخوشی وبهونه هاموبیا بشکن بغض آکنده ز دردت تو صداموبسوزون خط به خط ترانه هام و پاره کن تمومه کاغذ پاره های نامه هامومگه می ره از خیالم اون نگاه عاشقونه واسه سر سپردگی هام شونه هات بود یه بهونهمگه غیر حسرت وآه بعد عشقت چی می مونهبه تو عادت کرده بودم به تو لمس دستات رفتی و تنهام گذاشتیحالا کی از تو چشام عشق و بخونهروز اول تو نگف
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 8:37 بعد از ظهر توسط سها.مهدی |
|
|
من تا کجای این شب سیاه بی ستاره دنبال قصه خورشید می کشونی دیگه نایی نداره پاهای خستم من و کی به شهر امید می رسونیتوی دفتر ترانه هام عزیزم دیگه کاغذی نمونده که به اثبات نبودنت بخندهآره راست می گفته سهراب به خدادل خوش تو این روزا ذره ای چندهرفتی و ازم گرفتی واسه زندگی همه دلخوشی وبهونه هاموبیا بشکن بغض آکنده ز دردت تو صداموبسوزون خط به خط ترانه هام و پاره کن تمومه کاغذ پاره های نامه هامومگه می ره از خیالم اون نگاه عاشقونه واسه سر سپردگی هام شونه هات بود یه بهونهمگه غیر حسرت وآه بعد عشقت چی می مونهبه تو عادت کرده بودم به تو لمس دستات رفتی و تنهام گذاشتیحالا کی از تو چشام عشق و بخونهروز اول تو نگف
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 8:33 بعد از ظهر توسط سها.مهدی |
|
|
دلم گرفته خیلی نمی دونم چی بنویسم تا آروم شم از این همه درددیگه کسی رو ندارم که باهاش درد دل کنم مونا هم رفت
خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر استکارم از گریه گذشته که چنین می خندم |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 8:29 بعد از ظهر توسط سها.مهدی |
|
|
دلم گرفته خیلی نمی دونم چی بنویسم تا آروم شم از این همه درددیگه کسی رو ندارم که باهاش درد دل کنم مونا هم رفت
خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر استکارم از گریه گذشته که چنین می خندم |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 8:28 بعد از ظهر توسط سها.مهدی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط سها.مهدی |
|
|
نزديك تو مي آيم بوي بيابان مي شنومبه تو مي رسم تنها مي شومكنار تو تنها تر شده ام از تو تا اوج تو زندگي من گسترده استاز من تا من تو گسترده اي با تو بر خوردم به راز پرستش پيوستماز تو براه افتادم به جلوه رنج رسيدم
من نمیخواستم چشاتو اینجوری بارونی کنم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 8:25 بعد از ظهر توسط سها.مهدی |
|
|
سلام
دوستان میخوام اگه فرصتی باقی بمونه براتون از زندگیم بگم. تا بعدا بای |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 0:54 قبل از ظهر توسط سها.مهدی |
|
|
چیه دلم گرفتی؟ واسه چی داری گریه میکنی؟ چیه دلم شکستی؟ واسه کی داری گریه میکنی؟ چیه دلم غریبی؟ چی دیدی داری گریه میکنی؟ میگی گذاشته رفته اونی که مثل نفس تو بود. میگی دلتو شکسته اونی که همهکس تو بود. میگی دیدی نمونده پای همه حرفایی که زده بود. دل من میدونم داری دیونه میشی" اما باز بی خیالش . دل من میدونم داری ویرونه میشی "اما باز بی خیالش . سلام خدایا!آخه یه آدم چقدر می تونه بدبخت باشه؟ چرا همیشه آدما اونایی رو دوست دارن که ارزش دوست داشتن ندارن؟ چرا آدما اونايي روكه دوستشون ندارنو دوست دارن ولي اوني كه براشون مي ميره روآدم حساب نميكنن؟ چقدر من تنهام................. چراهیچکسو ندارم که ازدلم براش بگم"بگم وقتی تنگ شده.................. وقتی یکی باسنگ بهش زده وشکستش..... وقتی گریه میخواد...وقتی ...وقتیتورومیخواد...وقتی آغوش گرمت...دستای مردونت... خدایا" چقدرتنهایی بده...خدایاکمکم کن....همین
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 8:11 بعد از ظهر توسط سها.مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستانه عزیز.امیدوارم که حالتون خوب باشه .سرافرازم میکنید که میایین به وبلاگم سری میزنید.
|
| پیوندهای روزانه |
|
تحفه.....ذکری رز سفید saman.m سحری آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|